تبلیغات
داستان های کوتاه جالب - هر هفته یک داستان - داستان قورباغه

داستان قورباغه

چهارشنبه 1 آبان 1387  11:30 ب.ظ


قورباغه ها



روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که

 


با هم مسابقه ی دو  بدهند

.

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .



 

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع


 

شده بودند

 

و مسابقه شروع شد ....


راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این


 

کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .



شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید

 



 

اوه,عجب کار مشکلی!!

 

 

 

'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند



 

یا



'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه



 قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند



 

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا و بالاتر می رفتند




جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!



 

هیچ کس موفق نمی شه !'
 

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و



 

از ادامه دادن منصرف



ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر



 

این یکی نمی خواست منصرف بشه !

 



 

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند. به جز اون



 

قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که



 

به نوک رسید !



 

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او




چگونه این کار رو انجام داده؟



اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن


رو پیدا کرده؟



و مشخص شد که ...

.

.

.

برنده ی مسابقه کر بوده !!!


نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که


:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید...


چون


اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند چیز هایی



که از ته دلتون آرزوشون رو دارید


همیشه به


قدرت کلمات فکر کنید


.
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره



پس


:

همیشه


....

مثبت فکر کنید


!

و بالاتر از اون



کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید



و همیشه  باور  داشته باشید

 

 

 



God and I can do this! 



من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم



 


نوشته شده توسط: aliabtahi | آخرین ویرایش:جمعه 3 آبان 1387 | نظرات() 

foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 01:44 ب.ظ
Howdy! Would you mind if I share your blog with my facebook group?

There's a lot of folks that I think would really enjoy your content.
Please let me know. Cheers
What is the tendon at the back of your ankle?
پنجشنبه 5 مرداد 1396 07:30 ب.ظ
It is the best time to make some plans for the
future and it's time to be happy. I have read this post
and if I could I want to suggest you some interesting things or suggestions.
Maybe you can write next articles referring to this article.
I desire to read more things about it!
یه نفری
جمعه 25 اسفند 1391 12:32 ق.ظ
خدا و من می تونیم انجامش بدیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر